نظر علي الطالقاني
475
كاشف الأسرار ( فارسى )
فرمود ترك قتالش به جهت آيهاى بود در كتاب خدا لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذاباً أَلِيماً ، 111 يعنى به جهت نطفه مؤمنان بود در اصلاب آن كفّار ، بعد فرمود همچنين قائم ( ع ) ظهور نمىكند تا وقتى كه امانتهاى خدا يعنى نطفه مؤمنان از اصلاب كفار و منافقان بيرون آيند ، وقتى كه آنها بيرون آمدند آنگاه آن حضرت بر دشمنان خدا خروج مىكند و ايشان را به قتل مىرساند . چهارم اختلاط و اتحاد اشدّ از همه و آن اتّحاد نفس با بدن است كه تا نفس قابل تصفيه و تهذيب اخلاق است به كوره و بوته تكاليف و بلاها ، بدن كه چون زنگ و كدورت است جدا و باطل نگردد . پس يك سر بزرگ مهلت دادن كفّار و عدم خروج قائم ( ع ) و عدم قتال ائمه ( ع ) ظاهر گرديد و هم معلوم شد كه چنانچه همه عناصر و غير آن مقدمه و فداى انسانند كفار نيز فداى مؤمنانند و بقاى ايشان و تنعم ايشان در چهار روز دنيا به طفيل مؤمنان است . و چون آب هر چه از آسمان تنزل بيشتر كند كدر و ضايعتر شود و نقص او به انضمام امر خارج است به وى چون خاشاك ، لهذا قوس نزول تشبيه به وى شد و كمال آن در تخليه ضمايم است . و ايضا نزول آب سهل و بالطبع است چون قوس نزول و چون تصفيه فلزات محتاج به حدّاد و آتش و طول زمان و مشقت و بر خلاف طبع است و كمال او در كم شدن و ريختن زنگ است ، لهذا قوس نزول تشبيه به وى شد و كمال هر دو در تخليه است فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ . 112 اللّهمّ وفّقنا بمحمّد و آله الطّاهرين . پنجم اختلاط طينت است كه در اخبار معتبره وارد است و حاصل مضامينش قريب به اين است كه طينت ائمه و معصومين ( ع ) از عليّين صرف است كه نور صرف و خير و طاعت محضند ، و طينت فراعنه از سجّين محض كه ظلمت و شرّ محض و معصيت صرفند ، و طينت مؤمنان و شيعه و طينت تابعان فراعنه حاصل از جنبهء عليّين و جهت سجّين هر دو است . آنچه شرّ و معاصى كه از مؤمن صادر شود از جنبهء سجّين و آنچه طاعت كند از جهت عليّين است و همچنين آنچه اعمال نيك و اخلاق نيكو كه از تبعه فراعنه آيد از آن جزو و آنچه شرّ و فساد كنند از اين جزو است . و چون قيامت و روز بازگشت شود جنبهء سجّين مؤمنين را به تبعه كفار مىدهد و جنبهء عليّين آنان را به مؤمنان دهد ، پس آنان چون متبوعان خود صرف ظلمت و سجّين شوند و اينان نيز چون پيشوايان كرام خود صرف نور و اشعه و آينه تمام نما شوند . و حضرت در اين باب استشهاد به چند